تا آزادی روزنامه نگاران زندانی- سهم یارانه من را می شود یک پتو بخرید برای مسعود باستانی، چایی بخرید برای ساسان آقایی، دو سیخ کوبیده برای کیوان مهرگان، قرص سر درد برای رضا تاجیک و یک بالاپوش گرم برای نسرین وزیری؟ می شود؟
این دوستانی که قرص و کباب کوبیده و بالاپوش و پتو می خواهند همه روزنامه نگار هستند و او که سهم یارانه اش را به طنزی تلخ به دوستانش می بخشد نیز روزنامه نگار است. مهدی افشار نیک می نویسد و باقی اعضای تحریریه نیز یکی یکی می آیند پای نوشته اش امضا می گذارند که سهم ما را نیز.
من که همین طور خدایش روضه خوان و مرثیه سرا بوده ام. یکی اگر خدای نکرده در انتهای کوچه بمیرد من بالا تا پایین کوچه را روی سرم خراب می کنم از بغض و گریه، بی آنکه بدانم او که مرده دوست بوده یا دشمن. خلقم که تنگ می شود دیگر شعر و موسیقی و آزادی راه رفتن و نترسیدن هم آرامم نمی کند. حالا هم که حال و هوای همکاران و دوستانم را در ایران می بینم دادم می آید که چند کوچه بالاتر خبرنگاران خبرگزاری فارس و کیهان و جام جم جشن گرفته اند و با رییس دولت به مراسم هوای پاک می روند و تنها کمی این طرف تر مهدی محمودیان را به جرم آنکه می خواسته در زندان اوین به دستشویی برود چنان به باد کتک گرفته اند که ناچار با صورت خونین روانه بهداری زندان می شود. بعد هم هیمن چهره زار و نزار و خونین را در رسانه های ایران سانسور می کنند و صدای آمریکا باید خبر و صدای مادر ش را به گوش مردم ایران برساند که در زندان و بر سر رندان چه می گذرد.
وقتی که دستشویی رفتن هم برای زندانیان جیره بندی می شود، معلوم است که سهم پتو و قرص و دارویشان هم چگونه است. عبدالرضا تاجیک وقتی سردرد می گرفت آرام و صبور گوشه تحریریه (همبستگی، بهار) می نشست و بچه ها سربه سرش می گذاشتند که تاجیک را همین طوریش هم با صد من عسل نمی شود خورد تا چه رسد به یک تاجیک مریض.
نسرین وزیری آنقدر ریزه و ناز و مهربان بود که همه انگار می خواستند برایش مادری کنند. در راهروهای پارلمان حتی در میان نمایندگان اصولگرا هم اعتدال انصاف نسرین طرفدار داشت.
بدرالسادات مفیدی که راستی راستی مادر یتیمان شده بود . در راهروهای پارلمان انگار پیر شده بود با ان همه شور جوانی اش.
مسعود باستانی که برای آزادی مهسا دلهره داشت و مهسا برای آزادی او، حالا باید برای مرخصی و دیدار دوباره همسرش ماهها در نوبت بنشیند. از سحرخیز و زید آبادی و شمس الواعطین و مومنی و صفایی و امین زاده و تاج زاده و باقی هم که آنقدر می ترسند مرخصی که سهل است دیدار حضوری با اعضای خانواده را هم برایشان جیره بندی کرده اند.
از مجید توکلی که انگار اثری نیست. دنیا مجید را شناخته ولی کودتاگران سنگ تمام گذاشته اند در وقاحت و بی رحمی تا ثابت کنند که پشیزی برای دینا ارزش قائل نیستند.
زندان پر است از زندانیانی که ما نمی شناسیم. از دختران و پسران جوانی که نامشان به اندازه نام روزنامه نگاران و فعالان سیاسی شناخته شده نیست. اما همینن زندانی ها وقتی از حبس برهند، سراغ چه کسی می روند؟ سراغ خانه کدام سیاستمدار می روند تا پناه یابند؟ غیر از خاتمی و کروبی و موسوی آیا پناهی برای این زندانیان هست؟
اینها همه را گفتم تا به دو نکته ای که به گمانم مهم و اساسی است اشاره ای کوتاه و گذرا کنم دو نکته کلیدی افراط و تفریط. یعنی ما در فضای سیاسی و اجتماعی مان یا قهرمان سازی می کنیم، یا فحاشی. انگار میانه ای وجود ندارد یا اگر دارد هم به پررنگی خصوصیت بارز ما ایرانیان در قهرمان سازی و یا نقطه مقابل آن فحاشی و شعار «مرگ بر » سر دادن نیست.
۱- کسانی در ایمیل های گروهی خبر از توطئه خاتمی و سازش او با قاتلان می دهند و با فونت های درشت و رنگارنگ به هموطنان خود هشدار می دهند که مراقب رایزنی ها و لابی های خاتمی باشند و از طرف دیگر کسانی از طرح یک سوال ساده ی « خاتمی این روزها کجاست» برافروخته می شوند و جبهه می گیرند که چرا باید سوال کنید خاتمی کجاست ؟ شما ملت قدرنشناسی هستید که با این دوپهلو سوال کردن تان بزرگمردی چون خاتمی را زیر سوال برده اید.
۲- کسانی به تقلید صدای شیخ مهدی کروبی بر می آیند و از شهرام جزایری گرفته تا سکه های پخش شده در عروسی دختر نداشته کروبی و باقی حرف هایی که همیشه پشت سر شیخ زده می شود قصه ساخته اند برای خندیدن و طنازی کردن و کسانی دیگری ناگهان به موضع گیری بر آمده اند که صدای شیخ صدای ملت است و کسی حق مسخره کردن ندارد.
۳- در مورد میرحسین هم اوضاع به همین منوال است . یا از او چنان چهره مقدسی ساخته ایم که حلقه اول نزدیک به او را حلقه شرف می دانیم و کسی حق نقد او و حلقه نزدیک به او را ندارد، چون اساسا در این شرایط، وقت انتقاد کردن نیست یا او را بانی اعدام های دهه شصت می دانیم و بنابراین شایسته رهبری جنبش نیست.
سوال اینجاست که ما کجا می خواهیم حد وسط این دو کنش عجیبمان را نگاه داریم؟ اگر کسی مثل عماد باقی پیدا شود و برود سراغ آقای منتظری و از او بپرسد : آیا شما می دانید که مردم پشت سر شما چه می گویند سپس منتظری هم آرام و ساده بگوید بله مردم به من می گویند گربه نره، آنوقت حساب کار دستمان می آید که گاهی وقت ها خود آنانی که ما از آنان قهرمانان مقدس ساخته ایم هم دلشان رضا نمی دهد که جمعی به نمایندگی از آنها مردمی را منع از نقد و مزاح و پرسشگری کنند.
محال است شیخ نداند که پشت سر او چه شوخی هایی می کنند و چه حرف هایی می زنند و تا آنجایی که من در مجلس و روزنامه با ایشان کار کرده ام می دانم این شیخ شوخ و شجاع اصلا دلش رضا نمی دهد که جمعی به نام او و دردفاع از او به آنکه تقلید صدای شیخ کرده بتازند. حال برای ما دوحالت دارد یا چنان سینه چاک شیخ می شویم که کسی حق طنز ساختن برای او و تقلید صدایش را ندارد یا شیخ را هم چون «آخوند» است و چه و چه دستش را با باقی دست اندرکاران نظام در یک کاسه می بینیم.
خاتمی هم تا جایی که من و باقی همکارانم بارها و به کرات پای صحبت او نشسته ایم گواهی می دهیم که اساسا چنین روحیه ای ندارد که متوقع باشد کسی از او نقد نکند یا اینکه توقعات اش را طلبکارانه از او نخواهد. به نام خاتمی و میرحسین به پرسشگران و منتقدان تاختن تنها حاصلی که دارد بدبینی بیشتر جامعه نیسبت به آنها را سبب ساز می شود در حالی که بزرگترین تفاوت رهبران جنبش با رهبران کودتا هیمن احترام آنان به مخالفان است. پس کاش یاد بگیریم نه هرگز به نام رهبران جنبش جمعی را سرخورده و منزوی نکنیم. نقدهایشان را بشنویم و تا مادامی که شعار مرگ بر و ننگ باد و فحش نگفته اند چه بسا می شود گفتگو هم کرد.
پس کاش این دو نکته ساده را تمرین کنیم:
۱- به نام دفاع از زندانیان و کشته شدگان و دربندان و همه کسانی که در شرایط فعلی شکنجه شده و تحت فشار هستند، شعار مرگ بر آخوند و مرگ بر خاتمی و موسوی و مرگ بر سازشکاران سر ندهیم . وقتی همین دربندان و خانواده های کشته شدگان و شکنجه شدگان به دیدار خاتمی می روند و از او مدد می خواهند تا راهی برای سامان دادن بحران ایران بیابد، دیگر خائن خواندن خاتمی چه معنی می دهد؟ خائن به چه کسی؟ وقتی تنها در هفت ماه گذشته بیش از هفتاد کشته و هفقصد زندانی روی دست وطن مانده است و اهالی خانه کماکان نگران از دست دادن عزیزان خود در راهپیمایی های بعدی هستند آیا راهی غیر از مذاکره رهبران جنبش با حاکمیت باقی می ماند ؟
۲ـ به نام موسوی و کروبی و خاتمی به کسانی که نقد و طنز و پرسشگری و حتی گاهی وقت ها گلایه می کنند نتازیم و اجازه دهیم جنبش با همین تکثر و تنوع فکری ، خاستگاه همه ایرانیان در همه جای جهان باشد تا در این رهگذر رهبران جنبش نیز صدای همه ایرانیان را در هر اردوگاه فکری بشنوند و از ایده های تمامی همراهان موسوی نه فقط آنانی که (به گفته ابولفضل فاتح عزیز) حلقه اولی بوده اند اهل شرف، مطلع شوند. موسوی خودش چنین ادعایی ندارد که خاتم و خدای ایران است اما گاهی همراهان او نقد او در این شرایط را کفر هم تعبیر می کنند. به نام موسوی و خاتمی و کروبی میان یاران و همراهان یک جنبش مردمی ، خودی و غیرخودی تعیین نکنیم و هم مسلک با خود این بزرگان کماکان زنده باد مخالف من شعارمان باشد نه حمله بر مخالف.
نه موسوی خاتم رهبران است نه خاتمی خائن ایران است. نه قهرمان پروری کنیم که فردا همانند قطبی مربی تیم ملی، وسط مراسم تنفیذ احمدی نژاد قهرمان و امپراطور برای مان تمام شود و نه شعار مرگ بر آخوند بگوییم که فردا شیخی ما را با شجاعت هایش در افشای تجاوزگران شرمنده کند.

روزنامه نگار روزنامه های اصلاح طلب ایران و تحلیل گر مسائل اقتصادی ، در شامگاه 30 خردادماه بهمراه همسرش بازداشت شد.دادگاه احمدی امویی،21 آذر ماه برگزار شد. علیرغم امضای قرار وثیقه از سوی وی و آمادگی خانواده اش جهت تامین وثیقه ، قاضی پرونده با آزادي این روزنامه نگار دربند با قرار وثیقه موافقت نکرد.بهمن احمدی امویی همچنین نویسنده کتابهای "اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی "و" مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند" نیز میباشد.احمدی امویی در دادگاه بدوی به هفت سال و چهار ماه حبس تعزيري و سی و چهار ضربه شلاق محکوم شد. بهمن احمدی امویی در تاریخ 16 اسفند ماه از سوی دادگاه تجدید نظر شعبه 54 به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.
سردبیر نشریه نوای وقت کرمانشاه که در تاریخ 14 بهمن ماه توسط شعبه نهم دادگاه انقلاب احضار و با حکم قاضی نجار به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و فحاشی از طریق وبلاگ قصر نیوز بازداشت شد .
روزنامه نگار و عضو سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، که در تاریخ 8 اسفندماه با مراجعه ماموران اداره کل اطلاعات استان گیلان به منزلش بازداشت شد
ساسان آقایی، روزنامهنگار و فعال سیاسی درپی نامهی 293 نفر از روزنامهنگاران به علما و مراجع تقلید در روز اول آذرماه بازداشت شد
مسعود باستانی روزنامه نگار و فعال سیاسی صبح روز 4 تیرماه درحالیکه برای پیگیری امور همسرش مهسا امرآبادی که در بازداشت بسر می برد به دادگاه انقلاب تهران مراجعه كرده بود، با حكم قضایی بازداشت شد. مسعود باستانی پس ازسه ماه ونیم که در بازداشت به سر می برد در دادگاه بدوی به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد.این روزنامه نگار در تاریخ 6 بهمن به زندان مخوف رجایی شهر منتقل شد.
نویسنده ،روزنامه نگار و ناشر سردبیر روزنامه کلمه سبز که در تاریخ 7 دی ماه بازداشت شد. بهشتی شیرازی مشاور ارشد میرحسین موسوی است که در دوران نخست وزیری وی نیز عهده دار مدیریت روابط عمومی نیز بوده است
وب نگار و فعال دانشجویی که در تاریخ 24 بهمن 1387 بازداشت و پس از 300 روز به زندان قزلحصار منتقل شد. وی از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد
عضو کانون نویسندگان ایران، نویسنده، روزنامه نگار و فعال
عرصه ی کارگری که در تاریخ ۱۲ بهمن ۱٣٨٨ از سوی طرف دفتر پیگیری اطلاعات واقع در خیابان صبا تهران احضار و سپس بازداشت شد
سردبیر هفته نامه آسو به زبان کردی که بیش از سه سال است در زندان بسر میبرد در مریوان بازداشت، و هفت ماه بعد از سوی دادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محکوم شد. دادگاه تجدید
نظر حکم محکومیت وی را لغو و دستور محاکمه مجدد صادر کرد، اما دادگاه تجدید حکم دادگاه بدوی را ابرام و او بار دیگر به اعدام محکوم شد
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و رئیس شاخه خراسان این حزب که در تاریخ دهم دی ماه بازداشت شد. وی پیش از این نیز در سال 76 به عنوان سردبیر روزنامه توس بازداشت و روانه زندان شده بود
محمد داوري ،سردبير سحام نيوز( سايت رسمي حزب اعتماد ملي ) در روز 17 شهريور بازداشت شد. محمد داوری در روز اول آذر ماه به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام،اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور و اخلال در نظم عمومي محاکمه شد.
محمد داوري فردي بوده كه به خواسته مهدي كروبي و پس ازهماهنگي با هر فرد ، از افراد مدعي تجاوز جنسي اقدام به فيلمبرداري جهت ارايه آن به مسوولان مي نمود.برای این فعال صنفی - مدنی وثیقه 200 میلیون تومانی صادر شد که او قادر به پرداخت این مبلغ نبود و همچنان پس از گذشت 5 ماه در بازداشت به سر می برد.
وب نگار که پس از گذشت حدود دوماه از بازداشت وی خانواده وی اعلام کردند که بیش از یک ماه است که از محل وی خبری ندارند.در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۷ علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه ایران بازداشت وی را تأیید کرد
نویسنده و منتقد ادبی، که در تاریخ 6 دی ماه بازداشت شده است
رضا رفیعی فروشانی، روزنامه نگارآزاد، در روز 5 تیرماه بازداشت شد. رضا رفیعی فروشانی متهم به جاسوسی و دریافت ۴ هزار درهم، به ۷ سال تعزیری و ۵ سال تعلیقی محکوم شد
روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی و عضو شورای مرکزی جبهه متحد کرد که در تاریخ 10 دی ماه در مراسم دومین سالگرد درگذشت ابراهیم لطف اللهی (دانشجوی دانشگاه پیام نور سنندج که بدلیل نامعلومی در بازداشتگاه اداره اطلاعات درگذشت) در گورستان این شهر توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. وی با گذشت 20 روز از بازداشت ، هنوز در وضعیت نامعلومی بسر میبرد و فقط امکان برقرای یک بار تماس تلفنی با خانواده خودرا داشته است. تا این لحظه اتهام وی نامشخص است
احمد زیدآبادی روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی در 23 خرداد ماه 1388 بازداشت شد. احمد زیدآبادی در تاریخ دوم آذر ماه به پنج سال زندان در تبعید در گناباد محکوم شد.این حکم در تاریخ 11 دیماه از سوی دادگاه تجدیدنظر تایید شد.عليرغم صدور قرار وثيقه براي دکتر احمد زيدآبادي و توديع آن از سوي خانواده، دبير کل سازمان ادوار تحکيم کماکان در زندان اوين بسر مي برد. زیدآبادی در تاریخ 12 بهمن ماه به زندان مخوف رجایی شهر منتقل شد
عیسی سحرخیز، از چهرههای فعال سیاسی و مطبوعاتی ، مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران اصلاحات و نیز از بنیانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران در تاریخ 12 تیر ماه 1388 بازداشت شد. اتهامات وي توهين به رهبري و تبليغ عليه نظام و نشر اكاذيب از طريق مصاحبه با رسانه هاي خارجي است. پرونده مشابه ديگري براي این روزنامه نگار دربند شعبه 1059 مجتمع قضايي كاركنان دولت در جريان است .
روزنامه نگار و فعال حقوق زنان که در یازدهمین جشنواره مطبوعات تهران، رتبه اول روزنامهنگاری را به خاطر پوشش خبری از افغانستان و عراق کسب کردهاست در تاریخ ۹ تیرماه به اتهام شرکت در اجتماعات غیر قانونی، تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ،تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی و اهانت به ریاست جمهوری بازداشت شد.وی در ۳ آبان دست به اعتصاب غذا و دارو زد. شهیدی در تاریخ ۱۰ آبان با سپردن وثیقه ۹۰ میلیون تومانی آزاد شد.وی که به شش سال و سه ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شده بود مجددا درپی احضار در تاریخ 6 اسفندماه دقیقا یک روز بعد از تایید حکم اش بازداشت و روانه زندان شد
کیوان صمیمی از فعالان ملی و مذهبی و مدیرمسوول نشریه توقیف شده «نامه» و عضو شورای مرکزی «انجمن دفاع از آزادی مطبوعات» ، در 26 خرداد ماه 1388 بازداشت شد. دادگاه کیوان صمیمی در روز دوم آذرماه در شعبه ۱۶ دادگاه انقلاب اسلامی تشکیل شد و اتهام " تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت کشور از طریق تجمع و تبانی" علیه ایشان مطرح شد. وی در پی موافقت قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب پس از گذشت نزدیک به 6 ماه به طور موقت و به خاطر حضور در مراسم عروسی دخترش از زندان آزاد شد. برای مرخصی 10 روزه کیوان صمیمی، قرار وثیقه 100 میلیون تومانی صادر شد.
صمیمی در تاریخ 13 بهمن ماه به اتهامات اصلی تبلیغ علیه نظام، و اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنیت ملی به شش سال حبس به علاوه محرومیت مادام العمر از فعالیتهای سیاسی محکوم شد.
روزنامه نگار و فعال اجتماعی قزوین که در تاریخ 20 بهمن ماه در پارک ملت این شهر بازداشت شد. وی مقالات و یادداشتهای زیادی در مورد حقوق بشر، زنان و کودکان در سایتها و روزنامه ها منتشر نموده است
وب نگار و از فعالان حقوق بشر و سخنگوی سازمان حقوق بشر کردستان،همچنین عضو کمپین یک میليون امضا، انجمن منحل شده ژیار و سازمان ادوار تحکیم وحدت که در تاریخ 14 بهمن ماه در منزلش در کرمانشاه بازداشت شد
رئیس سازمان حقوق بشر کردستان و سردبیر نشریه پیام مردم که در تاریخ 10 تیرماه 1386 بازداشت شد و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از سوی دادگاه انقلاب به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شد.

فعال حقوق بشر ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار، دبیر کنونی کمیته گزارشگران حقوق بشر، از برنامه سازان بخش حقوق بشر رادیو زمانه، عضو کمیته حقوق بشر سازمان ادوار تحکیم وحدت و از دانشجویان اخراجی دانشکده مهندسی هوافضا دانشگاه صنعتی شریف که در تاریخ 29 آذرماه بازداشت شد
شاعر، ترانهسرا و خبرنگار نشریه چلچراغ که در تاریخ 13 بهمن ماه بازداشت شد
روحانی وب نگار ، عضو تحريريه و سرپرست روزنامههاي توقيف شده خرداد و فتح و عضو شوراي سردبيري هفته نامه توقيف شده آوا و سايت تعطيل شده نقشينه که اتهام نشر اكاذيب و فعاليت عليه نظام و افشاي اسرار نظام، از سوی دادگاه ويژه روحانيت شهر قم، به تحمل سه سال و ده ماه زندان، محكوم شده است. وی از جانبازان شیمیایی در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق است.
روزنامهنگار و وبلاگنويسی که از ۴ مهرماه در منزل بازداشت شده است و پس از حدودا چهار ماه بازداشت به هشت سال و نيم زندان از سوی شعبهی ۲۶ دادگاه انقلاب محکوم شد.همچنین به دستور قاضی از ملاقات با فرزند دو سالهاش محروم میباشد.
٢٧ خرداد سعید لیلاز روزنامه نگار اقتصادی و عضو هئیت سردبیری تحریره روزنامه سرمایه ، 27 خردادماه 1388 در منزلش دستگیر شد. شعبه 26 دادگاه انقلاب، سعید لیلاز را به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، نگهداری اسناد طبقه بندی شده و ارتباط با بیگانگان به 9 سال حبس تعزیری محکوم کرد. حکم صادره برای این روزنامه نگار، سنگین ترین حکم صادر شده برای زندانیان مطبوعاتی اخیر بوده است. لیلاز در دادگاه تجدیدنظر به سه سال حبس محکوم شد.
روزنامه نگار، وب نگار و فعال اجتماعی که در پی فشارهای متعدد تلفنی در تاریخ 20 بهمن ماه در قزوین بازداشت شد.
او فعالیت های مطبوعاتی خود را با نشریات محلی قزوین آغاز کرد و مقالات او در هفته نامه ی حدیث قزوین منتشر می شد. وی همزمان با روزنامه های سراسری همچون شرق نیز همکاری داشت. مافی سال گذشته به عنوان دبیر سیاسی روزنامه فرهنگ آشتی رهسپار تهران شد و پس از چند ماه فعالیت در این روزنامه، به همراه تیم خود در تاریخ 29 آذر 87 از این روزنامه خداحافظی کرد و به قزوین بازگشت. مقالات او همچنین در روزنامه های اعتماد، اعتماد ملی، کارگزاران نیز منتشر می شد.
جواد ماهزاده داستان نویس و روزنامه نگار صبح 29 مهرماه بازداشت شد. جواد ماهزاده نویسنده رمان « لبخندت را از من نگیر» یک هفته پیش از بازداشت نیز نوشتاری به مناسبت 66 سالگی محمد خاتمی منتشر نمود.وی به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد.
وب نگار، نویسنده و فعال فرهنگی کرد که در تاریخ 20 اسفندماه در منزلش در کرج بازداشت شد
فعال حقوق بشر و روزنامهنگار اصلاحطلب ۲۵ شهریورماه توسط نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شد.
بازجویان از مهدی محمودیان خواستهاند تعهد بدهد برای چهار سال از تهران خارج شود و روزنامهنگاری را برای همیشه کنار بگذارد تا از زندان رهایی یابد.درتاریخ 21 دی ماه منابع خبری از ضرب و شتم شدید وی توسط ماموران زندان خبر دادند.
روزنامه نگار و دبیر انجمن صنفی روزنامهنگاران که در تاریخ 8 دی ماه بازداشت شد
عضو شوراي سياستگذاري و مسوول روابط عمومي سازمان دانش آموختگان ايران(ادوار تحکيم وحدت) که در تاریخ 20 بهمن ماه بازداشت شد.
علي مليحي روزنامه نگار و فعال حقوق بشر نيز مي باشد که با روزنامه هاي شرق،اعتماد ملي، اعتماد و هفته نامه هاي شهروند امروز و ايراندخت همکاري داشت
خبرنگار پارلمانی روزنامه اعتماد ملی، فرهیختگان که در تاریخ 17 بهمن ماه در منزلش بازداشت شد
فعال حقوق بشر، سخنگوی فعلی کمیته گزارشگران حقوق بشر ، فعال حقوق کودکان کار، عضو کمپین یک میلیون امضا، روزنامهنگار، وبلاگ نویس، و از دانشجویان محروم از تحصیل میباشد که در جریان نا آرامیهای پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ، روز یک شنبه، ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸، توسط نیروهای اطلاعاتی در محل کار خود بازداشت شد و در اول مهرماه با تودیع قرار وثیقه 200 میلیون تومانی از زندان آزد شد. وی مجددا در تاریخ 29 آذرماه در حالیکه عازم قم برای شرکت در مراسم خاکسپاری آیت الله منتظری بود بازداشت شد
وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر که در تاریخ 11 اسفند ماه از سوی ماموران امنیتی در قزوین بازداشت و به تهران منتقل شده است
حسین نورانی نژاد رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی در روز 6 شهریور 1388 بازداشت شد. تا كنون اطلاع دقيقي از پرونده اتهامي حسین نورانی نژاد به خانواده و وكيل اش داده نشده و تنها پس از 60 روز دادستان تهران اتهام وي را مربوط به سايت خبري «نوروز» كه سايت غير رسمي حزب مشاركت است ، عنوان كرده است. نورانی نژاد در تاریخ 27 دی ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محاکمه خواهد شد
محمد نوری زاد، روزنامه نگار ،مستند ساز و کارگردان تلویزیون که یک تماس تلفنی به دادسرا احضار شده بود به اتهام توهين به مسئولين و تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي در تاریخ 29 آذرماه بازداشت شد.او که از منتقدین دولت احمدی نژاد است اخیرا در یادداشتی که در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده بود از صادق لاریجانی انتقاد کرده بود.
1 نظرات:
سلام مسیح سایتت فیلتره بابا !
ایمیلی هم ازت ندارم
az reader baraye khondane matalebet estefade mikonam
پیییییییییش ما بیا
newzoro@gmail.com
ارسال يک نظر